نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل
« بازگشت

متن سخنرانی نشست در خصوص جغرافیای تاریخی ایران تو سط اساتید و صاحب نظران جغرافیا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جلسه ای در تاریخ 22/3/96 با هدف بررسی  موضوع آموزشی و پژوهشی در مورد  جغرافیای تاریخی در سالن شورای دانشکده جغرافیا برگزار شد.  بدین منظور اساتید از موسسه ها و دانشکده های مختلف دعوت بودند. از جمله ی آنها دانشکده الهیات، دانشکده ادبیات، موسسه بین المللی علوم وحیانی اسراء، پژوهشکده تاریخ اسلام و موسسه جغرافیای کارتوگرافی سحاب می­بودند.

 در این خصوص سخنرانی ها و پیشنهادات  ریاست محترم دانشکده، جناب آقای دکتر ابراهیم  مقیمی، جناب آقای دکتر محمد تقی ­رهنمایی  سرکار خانم دکتر میر حیدر و جنای آقای  مهندس محمدرضا سحاب رئیس موسسه جغرافیائی و کارتوگرافی سحاب به شرح زیر است:

ریاست محترم دانشکده جغرافیا، جناب آقای دکتر ابراهیم مقیمی

ایشان ضمن عرض خوش آمد گویی به میهمانان و اساتید محترم فرو ریختن دیوار برلین و استقبال  مردم از این رخداد را ناشی از حقایق جغرافیای تاریخی که به آن تعلق داشتند، دانستند. ایشان اذعان داشتند، انسان متعلق به زمین است از این رو تاریخ زمین نه به لحاظ صرفا گاه شماری حوادث و روی­دادها، بلکه به لحاظ اینکه چگونه چنین گهواره­ای آرام شده تا به انسان آرامش دهد، برای انسان بسیار مهم تر است­. این آرامش ، آرامش نقطه ای نیست بلکه کل زمین را به صورت یکپارچه در بر می گیرد. این ایده از متن بلند مدت جغرافیای تاریخی استنباط می شود. قلمرو  جغرافیای تاریخی، اکتشافات در پدیده های تاریخی آرامش بخش و یا ناملایم برای انسان  در سه مقیاس بلند مدت ، میان مدت و کوتاه مدت را شامل می شود از طرفی تاریخ صرفا گاه شماری روی داده ها نمی باشد و همچنین جغرافیا را به عنوان شناخت حقایق طبیعی؛ انسانی  و تکنولوژیک و روابط متقابل و پیچیده ای که دارند و به این روابط پیچیده که در فضای جغرافیایی به شکل نماد ونمود تجلی میابد را پایه تاریخ ساز دانستند.

 ایشان فرمودند، مفهوم اینکه تاریخ در بستر جغرافیا رشد و تعالی می یابد­،­ بر همین مبنا است، ما در دانشکده جغرافیا تازه های جغرافیایی زیادی را هم به لحاظ بنیادی و هم به لحاظ ابزاری داریم و بر این مبنا می خواهیم هم به علوم ­مجاور و هم به دیگر علوم کمک کنیم­. ما­بر­آنیم تا با تکیه به­توان علمی خود­ وجوانان شاداب ­علوم­جغرافیایی، و با همکاران هیئت علمی که در دانشکده جغرافیا داریم تازه های علوم جغرافیایی را در خدمت جغرافیای ­تاریخی قرار دهیم.

همچنین ایشان اضافه فرمودند که نرم افزارها و تکنولوژی های جدید جغرافیایی شناخت ­متفاوتی را ایجاد کرده و بدیهی است که روی  تحلیل های جغرافیایی نیز تاثیر گذاشته و ما بر آنیم که با همفکری، یک جغرافیای تاریخی  جدیدی را به لحاظ آموزش و پژوهش پایه گذاری کنیم.

ریاست محترم دانشکده جغرافیا  فرمودند،  بایستی قدرشناس زحمت های افرادی چون مرحوم دکتر­منوچهر ستوده و دکتر محمدحسن گنجی، دکتر رهنمایی( که دغدغه و پیشنهاد ایشان سبب این نشست شد)، دکتر قرچانلو، دکتر جعفری­دهقی­ ، دکتر وثوقی، دکتر موسوی، خانم دکتر میرحیدر، دکتر مهدوی باشیم­.  همچنین ایشان به طور ویژه از اساتید گرامی جناب آقای دکتر مجید معارف رئیس محترم دانشکده الهیات، حضرت حجت الاسلام هادی خامنه­ای ریاست ­محترم ­پژوهشکده­ تاریخ­اسلام و حضرت حجت الاسلام جعفرزاده قائم ­مقام محترم موسسه اسراء  که در جلسه حضور یافتند قدر­دانی فرمودند.

ریاست محترم  دانشکده جغرافیا معتقدند، در عقبه یک سیاست بین المللی، یک سیاست جغرافیایی وجود دارد که نقش و جایگاه آن سیاست را سست یا پایدار می سازد. تقسیم سطح زمین به دولت ها و واحد های سیاسی که اغلب اظهار استقلال می کنند از این حقیقت ناشی می شود که در یک جغرافیای تاریخی­محلی کوچک مقیاس  خود را می ببیند که به آن تعلق دارند. این همان جغرافیای تاریخی در مقیاس کوچک است اما ارتباط انسان ها که دولت ها را وادار به همکاری بین المللی در سطح منطقه ای و جهانی می کند و فعالیت های خارجی آن ها را شکل می دهد. از یک جغرافیای تاریخ با مقیاس بزرگتر ناشی می شود.

ایشان اشاره داشتند، اگر چه دیوار برلین حقایقی از جغرافیای تاریخی محلی را برملا کرد، آنچه مسلم است و باید در جغرافیای تاریخی بطور عام و در تاریخ و جغرافیا بطور خاص جست وجو کرد ، توجه به همگرایی منتج از جغرافیای تاریخی  در مقیاس بزرگ است. واین را در مقیاس­ جهانی شدنی دانست و ممکن است در آینده ای دور شاهد آن باشیم، زیرا همگراییها از یک ذات واحدی ناشی می شود­ .وقتی انسان در فضای جغرافیایی به­ذات واحد خود برگردد، در عین حال که درفضای جغرافیایی  متفاوت  به لحاظ مکانی قرار دارد ولی همسو وهمگرا زندگی می کند.

ریاست محترم دانشکده جغرافیایی معتقدند، فروپاشی مرزهای جغرافیایی و تعریف و تقسیم نوعی از واحد های سیاسی که با ماهیت حقیقی ­جغرافیایی و انسانی انطباق بیشتری داشته باشد را در آینده شاهد خواهیم­ بود. این رویکرد نه یک رویکرد صرفا سیاسی است بلکه یک رویکرد زیست محیطی منتج از جغرافیای تاریخی انسان­محور و خدا محور است. پایه و اساس جغرافیای تاریخی را زمین (ژئومورفولوژی) و عناصر جوی و محیطی (آب و هوا) و فرهنگ باید دانست.

ایشان اشاره داشتند، چه رویداد تاریخی به لحاظ فرهنگ و در چه مکان ژئومورفیکی و با چه ویژگی های محیطی ظهور یافته، چرا، چگونه و سرانجام آن چه بوده است؟ چه مقدار از آنچه که بوده است به درک ما رسیده است، چه عواملی سبب ساز آن شده است که اکنون ما آن را می بینیم. آیا در آینده دور چنین خواهد بود؟ از جمله موضوعات پژوهشی جغرافیای تاریخی است.

ایشان فرمودند، بی توجهی به جغرافیای ­تاریخی سبب ساز بسیاری از آلام و همچنین ناملایمات کنونی حیات بشریت است. آلودگی های زیست محیطی، تروریسم و افزایش فقر جوامع، نتایج کار بست آن دسته از سیاست های جغرافیایی است که در گذشته وجود داشته­، آیا مطلوب آن­ وجود نداشته است؟ آیا در­آینده نیز اینگونه خواهد بود؟ لذا می توان جغرافیای تاریخی را عبرت از گذشته و رهنمونی برای آینده دانست و امید داریم شما سر آغاز این حرکت باشید.

 جناب آقای دکتر محمد تقی ­رهنمایی ( استاد پیشکسوت دانشکده جغرافیا)

ایشان ضمن تشکر از دکتر مقیمی ، اذعان داشتند، آشنایی ایشان با جغرافیای تاریخی از دو واحد ­درسی شروع شد که در دوره لیسانس با مرحوم دکترکریمان گذراندند و پس از آن، در دوره دکتری نیز در سفر علمی به شمال آفریقا یک گزارش درسی در این رابطه تهیه فرمودند.

ایشان اشاره داشتند، این عنوان درسی در گروهای جغرافیا تا زمان انقلاب وجود داشت، لیکن به دلیل مقتضیات زمانی در سال های بعد از فهرست دروس حذف شد. اما گروه های تاریخ کم و بیش این درس را حفظ کردند وهنوز هم تدریس می کنند.

دکتر رهنمایی اضافه فرمودند، حدود هشت سال پیش از گروه تاریخ پژوهشگاه علوم­انسانی و مطالعات فرهنگی برای تدریس این درس در دوره دکتری از ­من دعوت­کردند. اینکه برای اولین بار مدیر گروه تاریخ از یک استاد جغرافیا برای تدریس درس جغرافیای­تاریخی دعوت می کند ، خود بحث جالبی در خلوص اخلاق حرفه­ای همکاران گروه تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی است­. این دعوت برای من تعهدی به وجود آورد، که درس باید بسیار جدی گرفته شود. بر همین اساس و تعهد کوشش کردم آنچه که در توانم بود برای به روز کردن مطالب این درس انجام دهم. در ترم­های بعد نیز به دلیل استقبال دانشجویان تدریس این درس را در دوره دکتری تاریخ دانشگاه تهران و دانشگاه بین المللی امام­خمینی قزوین، همچنین دوره کارشناسی ارشد گروه ایرانشناسی دانشکده ادبیات­دانشگاه تهران بر عهده داشتم.

 ایشان اشاره داشتند که آشنایی شان با پژوهشکده تاریخ اسلام هم از طریق همین درس آغاز شد. برگزاری چند سخنرانی و چند کارگاه اموزشی و سرانجام یک همایش ملی در سال ١٣٩٣ از دستاوردهای همین همکاری ها برای ایشان به شمار می رود. همچنین خبر دادند که دومین همایش جغرافیای تاریخی هم با همکاری واحدهای علاقمند در پاییز امسال برگزار خواهد شد.

در ادامه، ایشان نکاتی را در رابطه با ضرورت تشکیل یک گرایش جغرافیای ­تاریخی در دانشکده جغرافیا بیان فرمودند:

  ١- جغرافیای تاریخی فصل مشترک بین تاریخ و جغرافیا است. این دو رشته ریشه های هویتی و کیستی یک ملت و یک کشور هستند.

٢- تمامی اقوام و ملل دارای تاریخ هستند، اما، بسا که تاریخ آنها در جغرافیایی که امروز قرار دارند سپری نشده است. این همان بحران هویتی است که بسیاری از کشورهای جهان امروزه با آن در گیر هستند.

٣- انطباق تاریخ و جغرافیای یک کشور هویت بخش اصلی در تبیین حاکمیت ملی آنهاست. امری که تقریبا بسیاری از همسایگان ما از نبود آن به شدت دچار چالشهای سیاسی و قومی در قلمرو کنونی خود هستند.

٤- آگاهی بر واقعیت های جغرافیای تاریخی می­تواند از بروز بحران های قومی ومنطقه­ای پیشگیری کرده و انسجام ملی را تقویت کند.

5-بر خلاف آنچه تصور می شود، جغرافیای­ تاریخی یک علم توصیفی نیست، بلکه بر عکس ماهیت کاربردی بسیار دقیقی دارد که ما از آن بی خبریم. تقریبا تمامی همسایگان دور و نزدیک ما و کشورهای آفریقایی با بحران هایی روبرو و درگیر هستند، که ظاهرا سیاسی جلوه می کنند، اما در اصل ریشه در جغرافیای تاریخی دارند.

6- تغییراتی که در چشم اندازهای جغرافیایی یا منظر زیست و معیشت در گذر زمان به وجود می آیند، چند ­و چون بارگذاری های ضروری و یا غیرضروری را به ما نشان می دهند  این ها همان شواهدی هستند که در برنامه­ریزی­ ملی و منطقه ای به آن نیاز داریم.

7-  در کشوری مانند ایران که فراز و فرودها و افت و ­خیزهای زیادی را تجربه کرده است، به جرات می­توان گفت که تنها کشوریست که تاریخ و جغرافیای آن در طول بیش از سه هزار سال با هم انطباق کامل دارد.

سرکار خانم دکتر دره میر حیدر ( استاد پیشکسوت دانشکده جغرافیا)

ایشان اذعان داشتند، از این که یک موضوع تاریخی و بسیار مهم دوباره در دانشکده جغرافیا مطرح است جای بسیار خوشحالی است. بخصوص این که در دعوتنامه ای که دریافت کردم به چیستی جغرافیای تاریخی اشاره شده است. من باید عرض کنم که  ازاواسط دهه ١٩٨٠ جغرافیاهای تاریخی جدید فضا، قدرت و نظم اجتماعی را وارد تحلیل های خود کردند و پژوهش های تاریخی تحت تاثیر افکار تعداد زیادی از نظریه پردازان پساساختارگرا بویژه میشل فوکو قرار گرفت.

 ایشان ادامه دادند، ظهور یک سبک دیگر از تحقیقات تاریخی که در اثر انتقاد از دیدگاه فضایی-کمی بوقوع پیوست اتصال جغرافیا با گستره ای از دانش ها در هنر، ادبیات و علوم انسانی بود که اساس آنها را از جهتی نظریه و عمل هرمونتیک تشکیل می داد. این رویکرد جدید به حلول جغرافیای انسان گرا انجامید. پژوهشگران در این روند از پذیرش گذشته بعنوان یک صحنه برای بررسی سر باز زده، به کار خود عنوان جغرافیای فرهنگی جدید را تطلاق کردند، که به جای تاریخ با هنر های تجسمی و مطالعات فرهنگی همراهی دارد. این گونه تحقیقات بویژه در دو دهه اخیر توسعه یافته و یک رشته دو رگه به نام جغرافیای تاریخی فرهنگی بوجود آورده است.

 ایشان نتیجه گرفتند، از مباحث بالا می توان به این جمع بندی رسید که از سال های دهه١٩٧٠ به دلیل ظهور و بروز دیدگاه های مختلف همگام با تحولات پارادایمی در جغرافیای انسانی هیچ متدولوژی و یا فلسفه ارتدکسی غالب نشده و جغرافیای تاریخی بطور فزاینده ای التقاطی شده است. این امر دو چیز را نشان می دهد، یکی تاثیرپذیری فزاینده جغرافیای تاریخی از دیدگاه دانش های مجاور و دیگر ظهور جبر تاریخی در علوم انسانی (نظریه ای که معتقد است پدیده های اجتماعی و فرهنگی توسط تاریخ تعیین می شوند).

سرکار خانم دکتر میرحیدر معتقدند، این وضعیت هویت این رشته را خدشه دار کرده و موجبات بحث و جدل میان صاحب نظران را در باره مشروعیت دو اصطلاح جغرافیای تاریخی و تاریخ جغرافیایی فراهم کرده است.

با وجود این، ایشان بیان داشتند، جغرافیای تاریخی در قرن بیست و یکم بر روی گذشته اخیر تمرکز دارد با این هدف که  با دسترسی به منابع قابل اعتماد و اطلاعات فضایی وسیع بتواند از نتایج تحقیقات در حل مسائل معاصر راه گشا باشد.

همچنین ایشان گزارشی از تحقیقات خود  در رابطه با چیستی جغرافیای تاریخی و اهمیت آن در زمان معاصر ارائه فرمودند که در ادامه شرح داده شده است.

جغرافیای تاریخی همانگونه که از نامش بر پیداست، به مطالعه درباره جغرافیاهای گذشته و تاثیر آنها در شکل گیری جغرافیا های امروز  و آینده می پردازد. جغرافیا هم همانطور که مستحضرید از دو شاخه اصلی طبیعی و انسانی تشکیل شده است. بنابراین، جغرافیاهای گذشته شامل هم طبیعی و هم انسانی می شود. در زمینه جغرافیای طبیعی، به عنوان مثال، مطالعه تغییرات ژیومورفولوژیکی و تغییر اقلیم و تاثیراتی که در شکل گیری جغرافیا های امروز و آینده گذاشته اند می تواند موضوع بحث جغرافیای تاریخی باشد. اما کاربرد اصطلاح جغرافیای تاریخی در شاخه انسانی متناسب با تحولاتی که در دیدگاه های جغرافیای انسانی  در طول قرن بیستم و دو دهه اول قرن بیست و یکم بروز کرده است و  بصورت های گوناگون انجام شده است.

 در سطح جهان اصطلاح جغرافیای تاریخی تا قبل از قرن بیستم با هدف توصیف سه خط فکری متمایز بکار برده می شد:

1-  باز سازی جغرافیاهایی که در انجیل و تاریخ کلاسیک یونانی و رومی روایت می شد،

2-  جغرافیا به عنوان پیش زمینه تاریخ آنگونه که در مرزها و سرحدات در حال تغییر دولت ها و امپراتوری ها آشکار می شد.

3-  تاریخ اکتشافات جغرافیایی

این آثار اولیه تاثیر کمی بر روی جغرافیای تاریخی قرن بیستم داشتند چون پراکنده و نا منسجم بودند. در اواخر قرن نوزدهم غلبه دیدگاه جبر جغرافیایی و بدنبال آن در ابتدای قرن بیستم ظهور مکتب امکان گرایی و سپس دیدگاه ناحیه ای موجب شد که جغرافیدانان تاریخی به بررسی صورت بندی چشم انداز ناحیه ای بپردازند. کار جغرافیدان فرانسوی ویدال دو لابلاش و مکتب آلمانی انتروپوجیاگرافی به رهبری راتزل و آلن چرچیل سمپل  از مریدان وی در آمریکا در این راستا قرار می گیرند. درونت ویتلسی شاگرد سمپل نیز در آمریکا در سال ١٩٢٩ اصطلاح آشغال پی در پی را ابداع کرد و نشان داد که به رویکرد تاریخی توجه دارد.

پژوهش های تاریخی بعد از جنگ جهانی اول زمانی که مرز های ملی در اروپا و خاور میانه باز ترسیم شد تغییر چشم انداز ناحیه ای را در کانون توجه قرار دادند، روش تحقیق در این دوره تحلیل عینی منابع و مدارک باستان شناسی و تاریخی بود. در فاصله میان دو جنگ مکتب آنال فرانسه به تحقیقات میان رشته ای دست زد، که در واقع دنباله سنت چشم انداز فرهنگی بود

در بریتانیا، جغرافیای تاریخی زیر نظر داربی و نفوذ وی توسعه یافت. کار داربی از این نظر شاخص بود که با یک متدولوژی خاص انجام می شد، یعنی با تحلیل اطلاعات تاریخی سعی می کرد آنرا به صورت تجسمی و قابل دید در آورد و به آن جنبه کارتوگرافیک بدهد.

در آمریکا مطالعه تغییر چشم انداز ناحیه ای توسط کارل ساور دنبال شد کسی که رهبری مکتب جغرافیای فرهنگی برکلی را بر عهده داشت. ساور عنوان آثارش راجغرافیای تاریخی  می گذاشت، اما کارش را می توان عمدتا جغرافیای فرهنگی نامید که در راستای علاقه وی به بررسی مدارک و منابع انتروپولوژی و آرکیالوژی مورد تایید سنت آلمانی لندشفت بود.

 

با انتشار دیدگاه فضایی و روش کمی و تلاش برای قانون مند سازی جغرافیا، جغرافیای تاریخی سنتی در دهه های ١٩٦٠ و ١٩٧٠ به چالش کشیده شد. انتشار مجله جغرافیای تاریخی در سال ١٩٧٥ موجب ارتقاء وضعیت این رشته شد. در این زمان، تحلیل های آماری نیز صورت می گرفت و جغرافیای تاریخی جنبه کمی پیدا کرد. آغاز این کار بدست تورستن هگراستراند گرفت.

 در اواخر دهه ١٩٧٠ تعدادی از جغرافیدانان تاریخی که با ادبیات نظریه اجتماعی-انتقادی آشنا بودند به مخالفت با پوزیتویسم و کمی سازی جغرافیای تاریخی پرداختند. به نظر آنها تبیین آماری، فاقد ظرفیت برای امور اخلاقی یا انتقاد سیاسی است و نقش کارگزار انسانی را نادیده می گیرد، این استدلال ها، موجب شد که عده ای که طرفدار رویکرد کمی بودند تغییر موضع داده و به گروه جدید بپیوندند. از همین زمان بود که جغرافیای تاریخی یک جهت جدید انتقادی-نظری درون دیدگاه جدید جغرافیای انسانی در پیش می گیرد. این تحول، مدعیان طرفدار ماتریالیسم تاریخی را هم جذب کرد و تحلیل های ماندگاری از نیروهای عمیق تر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که به نظر آنها نقش تعیین کننده در تغییر جغرافیایی دارند صورت گرفت. بهترین نمونه از این تحلیل ها، پژوهش دیوید هاروی است که در باره پاریس قرن نوزدهم انجام داد.

جناب اقای مهندس محمدرضا سحاب رئیس موسسه جغرافیائی و کارتوگرافی سحاب

ایشان پس از عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات به مناسبت ماه مبارک رمضان، و تشکر از ریاست محترم دانشکده، سخنان خود را با بیان خاطره ای آغار فرمودند. ایشان فرمودند، بخاطر دارم که استاد دکتر گنجی روابط صمیمانه ای با مرحوم پدرم داشتند و منزلشان در نزدیکی منزل دکتر گنجی بوده و اکثرا با این استاد بزرگوار دیدارهای دوستانه داشته اند. دکتر سحاب اضافه فرمودند که، مرحوم دکتر گنجی برنامه زندگی بسیار دقیق و منضبطی داشتند و اگر حادثه زمین خوردن ایشان  و ضربه مغزی در حمام آن منزل اتفاق نمی افتاد، چه بسا که امروز زنده بود درمیان ما ادامه حیات می داند.

دکتر سحاب اضافه فرمودند که استادان مرحوم دکتر کیهان (ماژور مسعودخان)، دکتر سعادت، مرحوم استاد باستانی پاریزی و دیگر اساتید به موسسه سحاب رفت و آمد داشتند و در ایجاد انگیزه در ایشان در توسعه فعالیت های موسسه بسیار موثر بودند.